محتوا کوتاه

Soorousha

چالش فیلم ترسناک

سجین 4


محصول: ترکیه ۲۰۱۷


امتیاز: ۱۰/۶٫۷


ژانر: ترسناک – هیجان انگیز


کارگردان: Alper Mestci


بازیگران: Yasemin Buyukagaolu ,Mirza Metin ,Sebahat Adalar ,Yasemin Kurttekin


خلاصه داستان: درباره خانواده ییلماز است که ب خاطر مشکلات مالی به خانه مادر بزرگ سعدت میروند،اما خانه مادربزرگ سعدت نه تنها یک خانه قدیمی نیست بلکه آرامگاه شوهر مرحوم او نیز می باشد و…

Ara6.1431

افتادن کودک درچاه عمیق

افتادن کودک درچاه عمیق

بعدتوهرکه مرادید....تورانفرین کرد?...

ادامه مطلب

SaraElizabeth

تیلی تیلی بوم Tili tili bom؛ لالایی ترسناک روسی!!

تیلی تیلی بوم Tili tili bom؛ لالایی ترسناک روسی!!

تیلی تیلی بوم Tili tili bom یک لالایی ترسناک سنتی روسی است که هنگام جنگ جهانی دوم سروده شده و فضای وهم آلود و ترسناک جنگ جهانی و کمین سربازان دشمن پشت پنجره خانه های روس ها و ترس و وحش...

ادامه مطلب

Nima2

داستان پری خونه ما

داستان پری خونه ما

سلام میخوام داستانمو بگم البته واقعیتهست من سی ویک وهمسرم سی و سه سالشه یک دخترسه ساله داریم ماتوی یک اپارتمان شصت و پنج متری طبقه سوم اجازه نشین هستیم و چهارساله اینجاییم ماجر...

ادامه مطلب

GHOSTFACE

گروه هکری انانیموس

گروه هکری انانیموس


اولش یه توضیح کوچیک بدم:

💥این گروه مرکزیت خاصی ندارد و اصولاً از چند شبکه و انجمن از هکرها ایجاد شده که در شبکه‌های اجتماعی و تالارهای گفتگو با یکدیگر در تماس هستند. به همین دلیل مشخص کردن شروع فعالیت آن آسان نیست ولی اولین فعالیت‌های این گروه در سال ۲۰۰۳ شناسایی شد💥



💥در سال ۲۰۱۱ با شروع جنبش تسخیر وال‌استریت افرادی که خود را منتسب به گروه ناشناس‌ها اعلام کردند اولین شرکت کنندگان و رهبران این جنبش بودند💥


💥در همان سال این گروه دست به مبارزه با وب‌سایت‌های غیراخلاقی زد که از کودکان سوء استفاده می‌کنند. در یکی از حملات ناشناس‌ها، اطلاعات شخصی بیش از ۱۵۰۰ نفر از کاربران یکی از این سایت‌ها در اینترنت منتشر شد. این گروه همچنین مجموعه‌ای از وب‌سایت‌های اشتراک‌گذاری تصاویر مستهجن کودکان را در شبکه Tor از کار انداخت💥


💥در سال ۲۰۱۲ وزارت دادگستری آمریکا وب‌سایت اشتراک فایل Megaupload را به اتهام نقض کپی‌رایت تعطیل کرد. گروه ناشناس‌ها در واکنش به این خبر وب‌سایت‌های سازمان‌های مدیریت کپی‌رایت آمریکا و وب‌سایت FBI را مورد حمله سایبری DDoS قرار دادند💥


💥این گروه به تلافی حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه در نوامبر ۲۰۱۲، وب‌سایت‌های این رژیم را مورد حمله قرار داد. این گروه در آوریل ۲۰۱۳ اعلام کرد اگر جنایات رژیم صهیونیستی در غزه پایان نیابد این رژیم را از نقشه اینترنتی جهان پاک می‌کند💥


💥این گروه همچنین یکی از طرفداران وب‌سایت ویکی‌لیکس و بنیان‌گذار آن جولیان آسانژ است💥


💥از سال ۲۰۰۹ صدها نفر از فعالان سایبری و هکرها به جرم ارتباط با این گروه در آمریکا، کانادا، استرالیا، هلند، اسپانیا و ترکیه دستگیر شده‌اند💥

davoodi

خفاش کویر تهران

خفاش کویر تهران

محمد بسیجه که در سال 1353 در تهران در خانواده ای بسیار فقیر به دنیا آمد، توانست 43 جنایت (41 کودک ) را ثابت کند که همه آنها در فاصله سالهای 1380 تا 1383 مرتکب شده که این خود...

ادامه مطلب

چرا؟؟؟

یکی هلم داد!!!

یکی هلم داد!!!

سلام مجدد و اینکه عرض شود من فقط راوی داستان هستم :-)توضیح : در مورد برجکهای نگهبانی مرزی عرض شود که مثل تصویری که گذاشتم هستن ولی کوچکتر پله هم ندارن فقط نردبان دارن پس هرجا اسم ب...

ادامه مطلب

Zodiac kill

گربه با دندان انسان

گربه با دندان انسان

هونجا بودم که نهمین بلیط بخت آزمایی متوالی خودم رو تو فروشگاه رفاه محلی بارکدش رو خراش میدادم. چشمام از امید گشاد شد، ولی در انتظار ناامیدی هم غرق شد. هشت نمونه دیگه از بلیط قمار ...

ادامه مطلب

bigfox

منطقه  واروشا

منطقه واروشا

شهر ارواح” نامی است که به منطقه واروشا (ماراش)، در جنوب شهر فاماگوستا داده‌ شده است. پس از تقسیم قبرس به دو بخش شمالی و جنوبی، در سال 1974، واروشا به یک منطقه نظامی تبدیل شد و سا...

ادامه مطلب

Nima2

داستان ترسناک سرگرمی اشتباه

داستان ترسناک سرگرمی اشتباه

سلام  این داستان مربوط به خودمه و خیلی طولانی و مفصله....یه خونه ی قدیمی تو یکی از محله های قدیمی شهر داشتیم که همونجا متولد و بزرگ شدم خونه ی پر برکتی بود و حیاط با صفایی هم د...

ادامه مطلب

ملیکا

داستان ترسناک سر بریده شده

داستان ترسناک سر بریده شده

یک داستان ترسناک از ژاپن در مورد دو پسر جوان است که ساختمان قدیمی وحشیانه را کشف می کند: وقتی جوان بودم، در پایین خیابان ما یک ساختمان ویران وجود داشت. همه بچه ها در این منطقه خیل...

ادامه مطلب

horror6

داستان جن در تبریز

شاید باورتون نشه اما این داستان برای من اتفاق افتاده .من کارمند بانک هستم و کارم افتاده بود توی تبریز.با هزار مکافات رفتیم تبریز ولی مشکلی که بود این بود که من این شهر رو درست و حسابی نمیشناختم به هرحال منم دنبال یه خونه بودم برای اجاره که توی یه بنگاه ملک خونه ایده آل رو پیدا کردم ؛(یه خونه ویلایی با یه باغ بزرگ در اطرافش)به هرحال با املاکیه رفتیم به اون خونه.از ظاهر که خونه خوبی بود واز خونهه خوشم آمد و اجارهش کردیم. با عیال و دوتا پسرم اسباب و اثاثیه رو بردیم به این خونهه.خونه بزرگی با دو تا اتاق خواب و یه حال بزرگ که اتاق ها و حال ، پنجره زیادی داشتند که باغ رو میشد از پنجره حال کامل دید اما ندا،همسرم بهونه میاورد که از باغش شبا ممکنه بترسم اما کو گوش شنوا ولی اون میگفت تو که همیشه خونه نیستی من باید صبح تا شب توی این خونه بمونم و شروع کرد به غرغر کردنو که منم حوصلم نگرفت و از طرفی دیدم گرسنمه رفتم از بقالی سر کوچه یه چیزی بگیرم تا بخورم . وارد مغازه که شدم یه کم کالباس با خرت و پرت گرفتم که بعد از خرید ، بقالیه به هم گفت تازه اومدید به این محل .منم ماجرای اجاره ی این خونه و ورود تازه ی ما به این محل رو گفتم که سر آخری به هم گفت مواظب خودتو وخانواده ات باش که این خونه ی سنگینیه .به حرفاش گوش نکردم چون من از این خرافات بدم میومد و قبول نداشتم و گفتم حتمأ باغش برای بعضی ها ترسناکه.رفتم خونه و با هم غذا رو خوردیم که بعد از اون پاشدیم که وسایل رو بچینیم .با هزار بدبختی و سختگیری ندا خانوم در چیدن وسایل داشت اعصابم به هم می ریخت .تا غروب داشتیم خودمونو جر میدادیم با این چیدن. شب رو با خوردن شام که بازهم غذای سبکی بود سپری کردیم و حالا موقع خواب بود که دیدم همه یه گوشه خوابیدن .منم دیدم که حوصلم سر میره رفتم تلویزیون رو روشن کنم یه لحظه متوجه شدم که آنتن تلویزیون رو نصب نکردم.با حالت عصبانی درها رو کلیدشون کردم یه نگاه به ساعت انداختم دیدم ساعت 30/11دقیقست رفتم رختخوابو پهن کردم و داشت خوابم می برد

که یه صدایی اومد که یه دفعه از خواب بیدار شدم که دیدم پنجره ی حال که رو به باغه ، کاملاً باز شده اول فکر کردم که بادِ . پا شدم رفتم پنجره رو بستم که باز رفتم بخوابم . داشت خوابم می برد که باز صدایی مثل صدای قبل اومد ، چشمام رو باز کردم ولی هیچ خبری نبود حالو خوب وارسی کردم ولی باز هم خبری نبود ،به اتاق ها رفتم شاید اونجا پنجرش باز باشه که دیدم پنجره یکی از اتاق ها بازه ، به خودم گفتم که شاید این هم باز بوده که باد این رو باز کرده ، پنجره رو بستم و همه پنجره ها رو هم خوب وارسی کردم که شاید اونا هم باز باشند که دیدم اوناهم بسته اند ، رفتم بخوابم . نیم ساعت نگذشته بود که دیدم صدایی وحشتناک اومد اما این بار صدای باز شدن پنجره به حدی بود که ندا هم با من بیدار شد اما من به خانومم گفتم که بادِ که گرفت خوابید اما خودم می دونستم که باد نیست چون نیم ساعت پیش، همه ی در و پنجره ها رو چک کرده بودم که مبادا باز باشند و به خاطر همین اتفاق بد جوری ترس ورم داشت که داشتم خدا خدا میکردم که کی صبح بشه تا از این مخمصه بیرون بیام ،گفتم شاید کسی ما رو اذیت میکنه یا میخواد ما از اینجا بریم و هزار فکر اومد سرم، به هر حال هر چه گذشت اون شب به صبح رسید . صبح بعد از خوردن صبحونه راهی بانکی شدم که در اون مأموریت داشتم به هرحال کارم رو کردم و باز به خونه اومدم،نهار رو خوردم که ندا گفت : دیشب باد تندی میخورد که پنجره رو باز کرد؟ منم گفتم شاید اما یه لحظه به خودم گفتم که دیشب اصلا بادی نمیخورد. بعد از صرف نهار یه کم خوابیدم .وقتی بیدار شدم ساعت 30/5 بعدازظهر بود که گفتم تا وقت دارم برم پشت بوم تا آنتن تلویزیون رو درست کنم ،تا بالا رفتم که ناگهان ترس لعنتی سراغم اومد و یاد اتفاق دیشب افتادم که نمیدونم چه طوری آنتنو نصب و تنظیم کردم،با تموم شدن کارم پایین اومدم ولی به روی خودم نیاوردم که ترسیدم “غروب همش به این فکر بودم که باز امشب باز اون اتفاق دیشب برام تکرار میشه؟ دلهره داشتم اما به ندا و پسرا نگفتم تا اونا رو ترس بگیره ، وقتی شام رو خوردیم بعد از خوردن میوه پسرا رفتند که بخوابند توی اتاقشان اما من بجای اونا میترسیدم . شب منو و ندا توی حال خوابیدیم،ندا خوابش برد اما من مگه خوابم میومد ؟دیوونه شده بودم که خوابم برد اما نیم ساعت نگذشته بود که صدا بازم اومد که چشمم رو باز کردم دیدم که پنجره ی حال بازم کاملأ بازه ،داشتم از ترس میمردم که پاشدم برم پنجره رو ببندم که از ترس نمی دونم چطوری این کارو کردم. دوباره برگشتم به رختخواب ،کم کم داشت خوابم می برد که صدایی اومد که کمی چشمو باز کردم دیدم دستگیره در رو به پایین اومدنه و در داره کم کم باز میشه ولی پشت در کسی نبود انگاری روحی بود ،نفسم به شمارش افتاده بود که انگار یه چیز سنگینو روی قلبم گذاشته بودند، با هزار مکافات و ترس رفتم درو ببندم که پنجره ناگهان باز شد ،داشتم خودمو خیس میکردم(با عرض پوزش) نفسم بند اومده بود یواش یواش به طرف پنجره رفتم داشتم پنجره رو می بستم که ناگهان چشمم به داخل باغ افتاد ؛ وسط باغ یه نفر با قدی بلند با موهای بلند با صورتی ژولیده که معلوم نبود مرد هست یا زن،با دندونی نیش بلند ،چشم های از حلقه افتاده و با گوشی تیز شده رو به من داره با انگشتش اشاره میکنه که بیا داخل باغ !زبونم بند اومده بود، کل بدنم سست شده و توان حرکت نداشتم، داشتم سکته میکردم خودمو با زحمت به زمین انداختم که ناگهان به حالت غشی رفتم ،بعد از چند ساعت به خودم اومدم ؛توان حرکت نداشتم،از ترس احساس تشنگی می کردم،گیج و دیوونه وار داشتم دور و اطراف حالو نگاه میکردم وقتی که پنجره رو باز دیدم باز ترس ورم داشت

که نتونستم پنجره رو ببندم یا حتی ندا رو بیدار کنم ،تو همون حالت باز به حالت نیمه خواب رفتم ولی صدایی رو از راهرو میشنیدم ؛صدایی شبیه کسی که چیزی رو روی زمین میکشاند دیگه حتی از ترس توان گوش کردن رو هم نداشتم که به خواب رفتم. صبح دیگه توان بیدار شدن رو هم نداشتم که با صدای خانومم بیدار شدم ، اعصابم به هم ریخته بود ،حال درست و حسابی نداشتم ،خسته بودم انگاری یک سال تمام نخوابیده بودم که خانومم به من گفت:حسین ،چرا دمقی؟با هزار مکافات بهش حالی کردم که ماجرا چیه .هر دومون داشتیم از خونه لعنتی می ترسیدیم، گفتم تا دیر نشده بار و بندیل رو جمع کن تا از اینجا بریم،منم رفتم یه آژانس املاک دیگه تا یه خونه دیگه رو اجاره کنیم و همون روز با اصرار من از اون محل رفتیم .بعد از مدتی تنهایی راهم خورد به سوپری سر کوچه اون محل.وقتی وارد اون مغازه شدم مرده به من گفت “شما رو هم اذیت کرد ؟ گفتم آره و ماجرا رو هم براش توضیح دادم که سر آخری رو به من کرد گفت “اون شخص روح صاحب خونست که پنج سال پیش نا حق به قتل رسیده و کسایی رو که وارد اون خونه میشن ،اذیت میکنه ،تا حالا حدود هفده-هجده خانوار تو این خونه ساکن شدن اما همه اونا سر دو روز نشده از این محل رفتن، بهش گفتم ولی من اون رو جن تصور میکردم ولی اون گفت شاید به چشم تو به این شکل اومده ولی در اصل روحه.از اون خداحافظی کردم و از مغازه بیرون اومدم و برای بار آخر همون خونه رو از بیرون نگاه کردم و به خودم گفتم که غلط کنم دیگه به این خونه نزدیک شم و از اونجا رد بشوم.

09139809540

خاطره از سفر زیارتی

خاطره از سفر زیارتی

به نام خدا  بنده اسمم امیر هستش و اصالتا بچه چهارمحال و بختیاری هستم ومدت 15 سالی هستش که ساکن خرم آباد هستم عمه پیر و نابینایی دارم که شوهرش فوت کرده و اجاقش کوره  . سال 96 ب...

ادامه مطلب

09139809540

خاطره از قبرستان وادی السلام

خاطره از قبرستان وادی السلام

به نام خدا سال1384 بود با پسرم  حسن  سنش 8 سال داشت قصد  زیارت به عراق رفتیم مستقیم به کاظمین و از کاظمین به سامرا رفتیم مسیر به سامرا بسته بود و مجبور بودیم حدودا 20کیلومت...

ادامه مطلب

ملیکا

کرم لوآ لوآ فیلافیزاریس

کرم لوآ لوآ فیلافیزاریس

   از آنجایی که انگل ها گونه های متفاوتی دارن به راحتی در نقاط مختلف دنیا قابل کشف هستن و هر کدام ویژگی های خاصی دارن که باعث منحصر به فرد شدن شون میشه. برخی انگل ها جالبن  ...

ادامه مطلب
# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#نقد فیلم 28 روز بعد - Days Later 28
#داستان ترسناک زن افغان
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#ارمین میوز (ادم خوار)

ورود

با عضویت در وبگاه از امکانات حرفه ای آن بهره مند شوید!

ثبت نام

پربازدید ترین ها
اتاق قرمز یا رد روم

اتاق قرمز یا رد روم اتاق قرمز  سایتی در دارک وب بوده که با پرداخت مبلغی وارد ان شده و بصورت زنده تکه تکه کردن انسان ها را مشاهده می نمایید در پشت اتاق های مرگ دارک نت چه می گ

فیلم ترسناک Hounds of Love 2016

از نقطه ضعف هایشان برای ایجاد شکافی میان آنها استفاده کند تا بتواند جان سالم بدر ببرد…  

کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش

کتاب ممنوعه! کتاب all-azazel کتاب 500 صفحه‌ای است که بطور کلی توسط موجودی ماورایی نوشته شده است! و حاوی نکات بسیاری درمورد این موجودات است! نام این کتاب "کتاب شیطان" است و در 500 بعداز می

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما)

فیلم هزار پای انسانی (بدترین فیلم های تاریخ سینما) فیلم هزار پای انسانی The Human Centipede یکی از بدترین فیلم های تاریخ سینماست که در سال 2009 برای اولین بار ساخته شد اما به دلیل س?

داستان ترسناک یک حمام معمولی

داستان ترسناک یک حمام معمولی horror6: الان حدود چندساله درگیرم خیلی کارا کردم که بتونم فراموش کنم آزاد بشم که نشد فقط با کمک یه جنگیر تونستم اونارو از خودم دور کنم،همیشه فکرمیکردم

لیست فیلم های ممنوعه جهان

لیست فیلم های ممنوعه جهان این ژانر، ما را با ژرف ترین و تاریک ترین بُعد انسان آشنا می کند. جایی که همه ما امیدواریم هیچ وقت شاهد آن نبوده یا جزئی از آن نباشیم. از دید منتقدان، فیل

شعر نفرین شده جهنم تومینو

شعر نفرین شده جهنم تومینو جهنم تومینو شعری ژاپنی و نفرین شده که براساس افسانه ها اگر این شعر بلند خوانده شود سرنوشت بدی برای خواننده رقم خواهد زد. این شعر در یک کتاب 666 صفحه ای

راز عدد 241543903

?ت که توسط دیوید هورویتز، هنرمند شناخته شده نیویورکی ابداع شد داستان از این قرار که دیوید هوروتیز در سال 2009 یک تصویر از خود ، در سایت فلیکر (که سایت محبوب عکاس ها و عکس دوستانه است) منتشر کرد در این تصویر دیوید سر خود را داخل یخچال کرده بود و از کاربران خواست این کار را انجام دهند و عکس ها را  با عدد 241543903 تگ کنند (برچسب بزنند).   حال چرا این عدد؟جالب است بدانید این عدد به صورت شانسی از ترکیب شماره سریال روی یخچال و بارکد روی نودل مرغ یخ زده بدست آمده است ایده سر در یخچال زمانی به سر دیوید زد که یکی از دوستان وی بدلیل بیماری سر خود را  در داخل یخچال می برد تا کمی دردش تسکین یابد. جالبی این موضوع باعث شد که خیلی ها این کار را انجام دهند و عکس خود را با تگ این 241543903 در سایت منتشر کنند، و بدلیل این که برچسب یک معیار مهم برای گوگل است با  جستجو این عدد در گوگل یک گالری از افرادی با سر هایی در داخل یخچال بارگذاری می شود.  

چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام

ومپایر(خون اشام)??‍♂️ ام در افسانه‌ها و فرهنگ فولکلوریک مردم اروپا . آسیا و امریکا موجودی زنده‌است که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود از خون انسان ها مے‌

فیلمی از عروسک لولیتا

فیلمی از عروسک لولیتا o6: سلام حتما درباره عروسک های لولیتا چیز های زیادی شنیدید لولیتا به دخترانی میگویند که دست و پای آنها بریده می شه و دندانشان را می کشند و از آنها به عنوان ب?

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp

سایت راز آلود و عجیبی به نام sentimentalcorp eMp: سایت شرکت احساسی sentimentalcorp یک وب سایت راز آلود است که توسط سرور خود در اسپانیا کنترل می شود این سایت متعلق به رندی پروزاک بوده و حالتی راز

خانه اجنه در کلاردشت

خانه اجنه در کلاردشت horror6: ویلای متروکه در کلاردشت که تمامی پنجره های آن با یکدیگر متفاوت هست و ساکنین می گویند که این خانه ارواح یک شبه ساخته شده است درب این ویلای متروکه در کلا?

مسترس و اسلیو چیست؟

مسترس و اسلیو چیست؟ میسترس (Mistress) كه مونث كلمه ی میستر (Mister) است به معنای ارباب یا الهه خانم به كار می رود. میسترش خانمی است كه تمایل به آزار و اذیت دیگر انسان ها و بخصوص مردان دارد

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)

فیلم ترسناک Hostel part I 2005 (مسافرخانه)   ژانر : ترسناک زمان : 70 دقیقه زبان : انگلیسی محصول : امریکا کارگردان : Eli Roth ستارگان : Jay Hernandez, Derek Richardson, Eythor Gudjonsson خلاصه دا

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها

تئوری عجیب انیمیشن توپولو ها انیمیشن توپولو ها (Teletubbies) مجموعه برنامه کودکی بود که در 120 کشور به نمایش درومد و به بیش از 45 زبان دوبله شد که در ایران با نام توپولوها شناخته میشه، ب?

معرفی سایت های دارک وب

معرفی سایت های دارک وب دارک وب یا وب تاریک به شبکه‌ای گفته می‌شود که در دسترس عموم نبوده و بیشتر برای مقاصد غیرقانونی مورد استفاده قرار می‌گیرد. ردیابی فعالیت‌های آن و شناسا

سرنوشت دیگو آلوز قاتل

سرنوشت دیگو آلوز قاتل قاتلان سریالی ، افرادی که قتل انسان جزء لذت های زندگی آنها گردیده این افراد هیچ قلبی در سینه ندارند و تنها چیزی که آنها را به اوج هیجان می رساند و باعث می ش

درگاه دارک وب

کاربر گرامی این صفحه پل ارتباطی بین شما و وب پنهان می باشد تمامی لینک ها بررسی شده و شما را به وب سایت های خطرناک و بد افزار ها متصل نمی کنند قبل از ورود به وب پنهان نکات امنیتی را


# پربازدید های امروز
#کتاب ال عزازیل نوشته ابن جوهاش
#نقد فیلم 28 روز بعد - Days Later 28
#داستان ترسناک زن افغان
#چند طلسم تبدیل شدن ب خون اشام
#ارمین میوز (ادم خوار)